<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سیاست گذاری پیشرفت شهری</title>
    <link>https://www.judpm.ir/</link>
    <description>سیاست گذاری پیشرفت شهری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 01 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 01 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رفتارشناسی موتورسیکلت‌سواران با استفاده از شبیه‌سازی و توسعۀ مدل‌های رفتاری</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_242446.html</link>
      <description>رفتار موتورسیکلت‌سواران یکی از عوامل کلیدی تعیین‌کننده در ایمنی ترافیکی و کاهش تصادفات جاده‌ای به شمار می‌آید. موتورسیکلت‌ها به دلیل ویژگی‌های خاص خود، از جمله نبود محافظ فیزیکی مناسب و تحرک بالای رانندگان، بیشتر در معرض خطر حوادث قرار دارند. تحلیل دقیق رفتار این گروه از کاربران راه، به‌ویژه با استفاده از مدل‌های رفتاری شناخته‌شده مانند نظریۀ رفتار برنامه‌ریزی‌شده (TPB) و پرسشنامۀ رفتار رانندۀ موتورسیکلت (MRBQ)، می‌تواند به پیش‌بینی رفتارهای پرخطر و بهبود سیاست‌های ایمنی کمک کند. علاوه بر این، استفاده از شبیه‌سازی‌های کامپیوتری در تحلیل رفتار موتورسیکلت‌سواران، امکان بررسی واکنش‌های آنان در محیط‌های کنترل‌شده و متنوع را فراهم می‌کند که در دنیای واقعی ممکن است به دلایل هزینه و ایمنی قابل انجام نباشد. هدف اصلی مطالعه، ارائۀ چارچوبی جامع برای تحلیل رفتار رانندگان موتورسیکلت بر اساس نظریۀ رفتار برنامه‌ریزی‌شده (TPB) و پرسشنامۀ رفتار رانندۀ موتورسیکلت (MRBQ) و اعمال آن در شبیه‌سازی‌های ترافیکی است. روش پژوهش مبتنی بر مرور ادبیات سیستماتیک است و مطالعات منتخب از پایگاه‌های معتبر بین‌المللی جمع‌آوری شده‌اند. مرور مطالعات پیشین نشان می‌دهد داده‌های کیفی حاصل از TPB و MRBQ می‌توانند با استفاده از روش‌هایی مانند نمره‌دهی عددی (Likert scale) و وزن‌دهی مؤلفه‌ها به پارامترهای کمی تبدیل شوند. وقتی این پارامترها در مدل‌های شبیه‌سازی ترافیک ادغام شوند، امکان تحلیل سناریوهای مختلف و پیش‌بینی ریسک رفتار موتورسیکلت‌سواران با دقت بیشتری فراهم می‌شود. ترکیب داده‌های روانشناختی با مدل‌های شبیه‌سازی می‌تواند ابزاری مؤثر برای تحلیل و پیش‌بینی رفتار موتورسواران و طراحی سیاستگذاری‌های ایمنی شهری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاستگذاری انطباق با تغییر اقلیم در تهران؛ بازخوانی الگوی تغییرات مکانی بارش در افق ۲۰ سال آینده</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_242503.html</link>
      <description>توسعۀ کلان‌شهر تهران نیازمند انطباق با سیاست‌های آمایشی و توجه به ظرفیت برد منابع، به‌ویژه محدودیت‌های هیدرولوژیکی است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی اثرات تغییر اقلیم بر توزیع فضایی بارش در زیرحوضۀ کد ۴۱۳۳ از محدوده‌های حوضۀ آبریز دریاچۀ نمک (شامل محدودۀ شهر و پیرامون شهر تهران) و تبیین پیامدهای آن برای سیاستگذاری شهری تهران انجام شده است. با توجه به خلأ آماری در ارتفاعات، ابتدا داده‌های بازتحلیل پایگاه تراکلایمت اعتبارسنجی شد. سپس، وضعیت بارش در دوره‌های ۷۰ و ۲۰ سالۀ اخیر تحلیل و تغییرات آتی تحت چهار سناریوی مسیر مشترک اجتماعی ـ اقتصادی (SSPs) با بهره‌گیری از شاخص میانه ۵ مدل از مدل‌های مورد تأیید ششمین گزارش هیئت بین الدولی تغییر اقلیم و با استفاده از روش ریز‌مقیاس‌نمایی ضریب تغییرات تصویرسازی شد. یافته‌ها نشان‌دهندۀ وقوع پدیدۀ انقباض مکانی پهنه‌های پرباران در ۲۰ سال اخیر است که به کاهش ورودی هیدرولوژیک حوضه منجر شده است. نتایج آینده‌پژوهی بیانگر آن است که حتی در سناریوی پایدار (SSP1-2.6)، کاهش بارش اجتناب‌ناپذیر بوده و در سناریوی بدبینانه (SSP5-8.5)، زوال ساختاری منابع آب در ارتفاعات شمال (کاهش به زیر ۱۹۰ میلی‌متر) رخ خواهد داد. این روند، می‌تواند رژیم بارش‌ها را به سمت رگبارهای مخروب سوق داده که با کاهش نفوذپذیری، ‌به قطع تغذیۀ سفره‌های زیرزمینی و تشدید فرونشست زمین در مناطق جنوبی شهر تهران منجر ‌شود. نتایج این تحقیق بر ضرورت برنامه‌های بازآفرینی شهری و بازنگری در اسناد آمایشی بر مبنای توان اکولوژیکی جدید حوضه تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعۀ استراتژیک شبکۀ تحرک نرم در باززنده‌سازی فضای شهری: بینش‌هایی از طرح‌ریزی مسیر پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری سرزندگی شهرداری منطقۀ 2 تهران</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_242557.html</link>
      <description>رشد سریع شهرها و پیامدهای ناشی از تغییرات اقلیمی، بحران انرژی و وابستگی به خودروهای شخصی، ضرورت بازآفرینی شهری و توسعۀ زیرساخت‌های تحرک نرم (پیاده‌مداری و دوچرخه‌سواری) را بیش از پیش برجسته ساخته است. پژوهش حاضر با هدف ادغام استراتژی توسعۀ شبکۀ تحرک نرم در فرایند طرح‌ریزی باززنده‌سازی فضاهای شهری، ضمن ارائۀ چارچوب ارزیابی استراتژیک بازآفرینی فضاهای شهری به شناسایی استراتژی‌های توسعۀ شبکۀ تحرک نرم مبتنی بر یک فرایند مداخلۀ سیستمی در طرح‌ریزی مسیر پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری سرزندگی شهرداری منطقۀ 2 تهران پرداخته است. برای این‌منظور، ابتدا با بررسی ادبیات و مرور اسناد بین‌المللی چارچوب ارزیابی استراتژیک بازآفرینی شهری تدوین و با استفاده از روش‌شناسی آشکارسازی و آزمودن پیش&amp;amp;rlm;فرض&amp;amp;rlm;های استراتژیک (SAST)، با مشارکت تصمیم&amp;amp;rlm;گیران سازمانی ضمن آشکارسازی پیش&amp;amp;rlm;فرض‌های استراتژیک توسعۀ شبکۀ نرم در باززنده‌سازی شهری، پس از مباحثات دیالکتیکی به سنتز و یکپارچه&amp;amp;rlm;سازی راهکارهای توسعۀ سیستم پرداخته و مبتنی بر میزان اهمیت و اطمینان از درستی پیش&amp;amp;rlm;فرض منطقه برنامه&amp;amp;rlm;ریزی مطمئن ارائه شد. منطبق با تحلیل محتوای کیفی، مضامین چارچوب ارزیابی در ده زمینۀ موضوعی شامل کالبدی و فضایی، دسترسی عادلانه، حکمرانی مشارکتی، تاب‌آوری اقتصادی ـ اجتماعی یکپارچه، سلامت و رفاه، ایمنی و امنیت، هوشمندسازی و فناوری‌های نوین، استفادۀ کارآمد از منابع، مدیریت محیط زیست و حفاظت از میراث تدوین و بر آن مبنا استراتژی‌های توسعه تحرک نرم در طرح‌ریزی مسیر سرزندگی شناسایی شد. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که بیشترین تمرکز استراتژی‌های بازآفرینی مسیر سرزندگی بر ابعاد کالبدی ـ فضایی، ایمنی و سلامت کاربران؛ اقداماتی همچون اتصال پارک‌ها، احداث پل‌های پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری، جداسازی مسیرها، نصب علائم و تجهیزات ایمنی، خدمات اورژانس و فوریت‌های پزشکی و ایجاد ایستگاه‌های خدماتی و رفاهی را در بر دارد و ابعاد دسترسی و عدالت اجتماعی، مشارکت نهادی و نوآوری فناورانه نیز مورد توجه بوده است. با این‌حال، بهبود ابعاد تاب‌آوری اقتصادی ـ اجتماعی یکپارچه و چارچوب‌های ارزیابی مبتنی بر ادراک کاربران از زمینه‌های قابل توسعۀ مسیر سرزندگی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌پیش‌بینی شدت تصادفات جلو ‌به‌ عقب و تغییر خط خودروهای سواری در میدان شهری</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_244233.html</link>
      <description>پیش‌بینی شدت تصادفات بر پایۀ داده‌های ثبت‌شده، به ‌دلیل محدودیت‌های دسترسی، ناقص‌ بودن اطلاعات و احتمال بروز خطا در فرایند ثبت، با دشواری‌هایی همراه است. به همین‌دلیل، استفاده از معیارهای جایگزین ایمنی به ‌عنوان رویکردی پیش‌نگر می‌تواند وابستگی به داده‌های تصادفات را کاهش دهد و امکان تحلیل عوامل اثرگذار بر شدت حوادث را پیش از وقوع فراهم کند. میدان‌های شهری به‌ عنوان یکی از انواع تقاطع‌های دارای جزیرۀ مرکزی دایره‌ای، نقش مؤثری در تعدیل سرعت وسایل نقلیه داشته و بررسی عوامل مؤثر بر شدت تداخلات در آن‌ها اهمیت دارد. در این مطالعه، با استفاده از پردازش تصاویر هوایی، تداخلات جلو به عقب خودروهای سواری در میدان رودبند واقع در شهرستان دزفول، استان خوزستان، مورد تحلیل قرار گرفت. مقادیر ویژگی‌های عملکردی از طریق نرم‌افزار تحلیل ایمنی استخراج شد و سپس رگرسیون گاما برای بررسی عوامل مؤثر بر شدت تداخلات به ‌کار گرفته شد. در این پژوهش، معیارهای جایگزین ایمنی از جمله زمان تا برخورد (TTC) به ‌عنوان متغیر وابسته مورد استفاده قرار گرفت تا عوامل مؤثر بر آن به ‌عنوان معیاری جایگزین برای شدت تداخلات جلو به عقب و تغییرخط بررسی شود. نتایج نشان داد بیشینۀ سرعت بیشترین اثر را در مدل نهایی تداخلات جلو به عقب دارد؛ به ‌طوری ‌که با افزایش هر واحد در مقدار بیشینۀ سرعت، شدت تداخل به میزان 488/0 واحد کاهش می‌یابد. این یافته بیانگر نقش کاهنده و معنادار سرعت بیشینه بر سطح ایمنی تداخلات است و نشان می‌دهد تغییرات سرعت می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر کاهش شدت تداخلات و بهبود ایمنی در میدان‌های شهری داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد و شفافیت سازمانی در شهرداری تهران؛ گذر از مدل کنترلی به مدل یادگیرنده -داده‌باز (مطالعۀ موردی: مناطق 22گانه)</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_238581.html</link>
      <description>ارزیابی عملکرد در نظام‌های مدیریت عمومی نوین تنها ابزار کنترل اداری نیست، بلکه سازوکاری برای ارتقای شفافیت، پاسخ‌گویی و یادگیری سازمانی به شمار می‌آید. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تأثیر شاخص‌های ارزیابی عملکرد مناطق 22گانۀ شهرداری تهران بر ابعاد شفافیت سازمانی (اطلاعاتی، فرایندی و پاسخ‌گویی) انجام شده است. این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی است. داده‌ها از طریق ترکیب روش‌های اسنادی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران ارزیابی، و پرسشنامه‌های تخصصی گردآوری شد و تحلیل روابط میان متغیرها با بهره‌گیری از مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار SmartPLS صورت گرفت. نتایج مدل نشان داد میان عملکرد سازمانی و شفافیت رابطه‌ای مثبت و معنادار برقرار است؛ به‌ویژه، شاخص &amp;amp;laquo;توسعۀ مدیریت و هوشمندسازی&amp;amp;raquo; اثر قابل‌ توجهی بر شفافیت اطلاعاتی (&amp;amp;beta;=0.54) و شاخص &amp;amp;laquo;بازخورد شهروندان&amp;amp;raquo; بیشترین اثر را بر شفافیت پاسخ‌گویی (&amp;amp;beta;=0.62) دارد. با این‌حال، عدم یکپارچگی میان شاخص‌ها و محدودیت در انتشار همگانی نتایج ارزیابی، مانع تحقق شفافیت نهادی کامل است. نتایج تحلیلی نشان می‌دهد نظام ارزیابی عملکرد شهرداری تهران هنوز در مرحلۀ کنترل سلسله‌مراتبی متوقف شده و به ظرفیت یادگیری سازمانی و حکمرانی داده‌باز دست نیافته است. بر این‌اساس، گذار از مدل کنترلی به مدل یادگیرنده و مشارکتی مبتنی بر داده‌های باز می‌تواند زمینه‌ساز شفافیت پایدار و اعتماد عمومی در مدیریت شهری تهران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوب راهبردی نظارت هوشمند مبتنی بر یادگیری ماشین در مدیریت شهری ایران؛ رویکرد نظریۀ زمینه‌ای (مطالعۀ موردی: شهرداری تهران)</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_240721.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، پیچیدگی فرایندهای اداری و گسترش داده‌ها، نیاز به استقرار نظارت هوشمند و داده‌محور در مدیریت شهری را افزایش داده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل بومی نظارت هوشمند برای شهرداری تهران انجام شد. این مطالعه از رویکرد کیفی نظریۀ زمینه‌ای برای شناسایی شرایط، راهبردها و پیامدهای استقرار نظارت هوشمند بهره گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 12 نفر از مدیران شهری، کارشناسان نظارت و سلامت اداری، متخصصان فناوری اطلاعات و خبرگان حکمرانی داده جمع‌آوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد استقرار نظارت هوشمند تحت تأثیر سه دسته عامل قرار دارد: شرایط علّی (نارسایی‌های فنی، انگیزه‌های نهادی و فرایندی)، شرایط زمینه‌ای (زیرساخت داده، بلوغ دیجیتال و سیاست‌های کلان حکمرانی هوشمند) و عوامل مداخله‌گر (مقاومت سازمانی، محدودیت‌های فنی، سوگیری الگوریتمی و چالش‌های حریم خصوصی). بر اساس این یافته‌ها، چهار راهبرد کلیدی شامل توسعۀ زیرساخت داده و هوش مصنوعی، توانمندسازی انسانی و فرهنگی، تنظیم‌گری و سیاستگذاری هوشمند، و طراحی شاخص‌ها و هشدارهای مبتنی بر یادگیری ماشین شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد تحقق نظارت هوشمند، در صورت هم‌زمانی پیش‌نیازهای فنی، نهادی و فرهنگی، می‌تواند به افزایش شفافیت، کاهش انحرافات و فساد، ارتقای تصمیم‌گیری داده‌بنیاد و تقویت اعتماد عمومی در مدیریت شهری منجر شود. مدل ارائه‌شده می‌تواند به ‌عنوان چارچوبی سیاستگذارانه و اجرایی برای استقرار نظارت هوشمند در شهرداری‌ها مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تطبیقی اثربخشی ابزارهای آرام‌سازی ترافیک در کاهش سرعت وسایل نقلیه (مطالعۀ میدانی خیابان‌های تهران)</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_244599.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، با توسعۀ فناوری‌های نوین و گسترش سبک زندگی ماشینی در شهرها، امکان جابه‌جایی در معابر با سهولت و آزادی بیشتری فراهم شده است. این افزایش تردد و رشد سرعت سفرهای درون‌شهری موجب بالا رفتن تعداد تصادفات به‌ویژه در معابر شهری شده است. سرعت غیرمجاز از عوامل اصلی بروز سوانح جرحی و فوتی به شمار می‌رود و به همین‌دلیل، مدیران شهری همواره تلاش کرده‌اند با به‌کارگیری ابزارهای آرام‌سازی، جریان ترافیک را ایمن‌تر کنند. راهکارهای آرام‌سازی ترافیک معمولاً در معابر شریانی، جمع‌وپخش‌کننده و محلی اجرا می‌شوند و هدف آن‌ها، کاهش سرعت وسایل نقلیه و ایجاد محیطی امن‌تر برای کاربران آسیب‌پذیر است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی و سنجش میزان اثربخشی انواع اقدامات آرام‌سازی ترافیک در شهر تهران است. برای این‌منظور، از آزمون t استفاده شده و میانگین سرعت وسایل نقلیه در نقطه‌ای پیش از محل اجرای اقدام (حدود ۱۰۰ متر قبل) با سرعت در محل اجرای ابزار آرام‌سازی مقایسه شده است. نتایج آزمون نشان می‌دهد به‌ترتیب &amp;amp;laquo;سرعت‌گیر پلاستیکی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سرعت‌گیر پلاستیکی همراه با جزیرۀ میانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سرعت‌کاه قوسی&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;سنگفرش همراه با جزیرۀ میانی&amp;amp;raquo; بیشترین میزان کاهش سرعت را ایجاد کرده‌اند. در مقابل، &amp;amp;laquo;نوار لرزاننده&amp;amp;raquo; تأثیری معنادار در کاهش سرعت نداشته و بی‌اثر تشخیص داده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی جذب گردشگر در درۀ تاریخی خرم‌آباد: با رویکرد برنامه‌ریزی گردشگری پایدار شهری</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_235947.html</link>
      <description>درۀ تاریخی خرم‌آباد به ‌عنوان یکی از زیستگاه‌های کهن بشری ایران و ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو، ظرفیت‌های منحصربه‌فردی در گردشگری طبیعی و فرهنگی دارد، اما چالش‌های زیرساختی، بازاریابی و برنامه‌ریزی مانع بهره‌برداری پایدار آن شده است. این پژوهش با هدف تعیین ترکیب بهینۀ سه عامل &amp;amp;laquo;زیرساخت گردشگری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازاریابی و تبلیغات مقصد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رویدادهای فرهنگی ـ ‌تفریحی&amp;amp;raquo; برای بیشینه‌سازی جذب گردشگر، از روش مدل‌سازی سطح پاسخ با طرح مرکب مرکزی بهره گرفت. جامعۀ آماری شامل ۱۰۱ نفر از فعالان گردشگری لرستان بود و داده‌ها با پرسش‌نامۀ ۹‌درجه‌ای لیکرت در سناریوهای فرضی جمع‌آوری شد. مدل درجۀ دوم با ضریب تبیین 9638/0 بهینه انتخاب شد. نتایج نشان داد بازاریابی قوی‌ترین اثر خطی (ضریب 23/1)، زیرساخت اثر درجۀ دوم مثبت (بازدهی فزاینده) و رویدادها اثر درجۀ دوم منفی (اشباع پس از سطح بهینه) دارد. تعامل مثبت بازاریابی و رویدادها هم‌افزایی ایجاد می‌کند. ترکیب بهینه (زیرساخت و بازاریابی در سطح ۹، رویدادها در 015/8) جذب را به 98/7 می‌رساند. یافته‌ها بر ضرورت رویکرد یکپارچه و داده‌محور در برنامه‌ریزی گردشگری پایدار تأکید دارد. پیشنهادها شامل تشکیل کمیتۀ راهبری، سرمایه‌گذاری پلکانی زیرساختی، بازاریابی هوشمند و مدیریت بهینۀ رویدادها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی مبانی طراحی موزه‌های دفاع مقدس در ایران از منظر تمدن نوین اسلامی</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_242720.html</link>
      <description>موزه‌ها به عنوان مکان‌های خاطره و فضایی برای حفظ، معرفی و نشر فرهنگ گذشتگان و آثار به‌جا‌مانده از تاریخ گذشتۀ سرزمین هستند. موزه‌های دفاع مقدس به عنوان مجموعه&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;هایی برای جمع&amp;amp;rlm;آوری، شناخت و نشر فرهنگ دفاع مقدس و پژوهش در این راستا ایجاد می&amp;amp;rlm;شوند. ضرورت و اهمیت این موزه&amp;amp;rlm;ها می&amp;amp;rlm;تواند برگرفته از مبانی فکری و اندیشه&amp;amp;rlm;های دینی و ملی و میهنی باشد. کشور ایران با اتکا به فرهنگ و مبانی اسلامی و ایرانی و با پشت‌سر گذاشتن جنگ‌ها و حوادث متعدد در نبرد با دشمنان متعدد خود، تاریخچه&amp;amp;rlm;ای عظیم در دفاع مقدس را دارد که پژوهش در راستای چیستی، چرایی و چگونگی طراحی موزه&amp;amp;rlm;های دفاع مقدس می&amp;amp;rlm;تواند به بازخوانی و تبیین مسیر آینده راهگشا باشد. بنابراین، این مقاله با هدف تبیین ابعاد و ضرورت‌های طراحی موزه&amp;amp;rlm;های دفاع مقدس با رویکرد کیفی است که با مطالعۀ نمونه&amp;amp;rlm;های موردی از موزه&amp;amp;rlm;های جنگ و نظامی در کشورهای مختلف جهان و مطالعۀ اسنادی و کتابخانه&amp;amp;rlm;ای سعی در انجام این تحقیق دارد. نتایج این پژوهش نشان می&amp;amp;rlm;دهد مبانی طراحی موزه&amp;amp;rlm;های جنگ و نظامی در سوابق جهانی به‌ویژه کشورهای غربی شامل دفاع از وطن و خاک میهن، نمایش افتخارات ملی و تکریم سربازان و افسران کشته‌شده و بازمانده از جنگ و نیز حقوق بشر با تأکید بر کشتارها و تخریب‌های به‌جا‌مانده از جنگ‌های جهانی اول و دوم و جنگ‌های منطقه&amp;amp;rlm;ای و محلی است. اما مبانی طراحی موزه&amp;amp;rlm;های دفاع مقدس با اتکا بر قداست دفاع و ارزش‌های اسلامی و خدامحوری و ولایت&amp;amp;rlm;محوری و معادباوری است که در قالب مفاهیم شهادت و ایثار و از طریق ابزارها، خاطرات و رشادت‌ها و فداکاری‌های رزمندگان و شهدا، سبک زندگی شهدایی، معنویت و الزامات معماری ایرانی اسلامی و الگوی ارسن شهری تجلی می&amp;amp;rlm;یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش فضای مجازی در بازتعریف حکمرانی شهری؛ از پاسخ‌گویی تا مشارکت (مورد مطالعه: کلان‌شهر تهران)</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_244446.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش فضای مجازی در بازتعریف حکمرانی کلان‌شهر تهران با تأکید بر دو مؤلفۀ پاسخ‌گویی و مشارکت است. در عصر کنونی، کلان‌شهرها به دلیل تراکم جمعیت، پیچیدگی مسائل شهری و حجم بالای تعاملات، بیش از هر زیست‌بوم دیگری به کاربست فناوری‌های ارتباطی نوین وابسته شده‌اند. فضای مجازی با ویژگی‌هایی نظیر تعامل دوسویه، فرامکانی، فرازمانی و تمرکززدایی، بستر بی‌سابقه‌ای برای دگرگونی ساختارهای سنتی قدرت، پاسخ‌گویی و مشارکت در حکمرانی شهری فراهم آورده است. در این‌میان، کلان‌شهر تهران به دو دلیل اصلی به عنوان مورد مطالعه انتخاب شده است: نخست، پیشگامی در استقرار سامانه‌های شهروندی دیجیتال (اپلیکیشن &amp;amp;laquo;من شهردارم&amp;amp;raquo; و سامانۀ ۱۳۷)؛ دوم، تقابل هم‌زمان رویکردهای مشارکت‌محور با سیاست‌های کنترلی. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، انجام و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ نفر از خبرگان گردآوری و کدگذاری شد. یافته‌های پژوهش نشان داد فضای مجازی در تهران نقش &amp;amp;laquo;کاتالیزوری ناقص&amp;amp;raquo; ایفا کرده است: از یک‌سو مرزهای سنتی ارتباط مدیریت شهری و شهروند را در هم شکسته، اما از سوی دیگر به دلیل موانع ساختاری یعنی مشارکت نمادین و ناعادلانه (همراه با شکاف دیجیتال و مشارکت اجباری)، پاسخ‌گویی مقطعی و غیرالزام‌آور (فاقد کد رهگیری و ضمانت اجرایی)، و چالش‌های نهادی (موازی‌کاری، غلبۀ رویکرد کنترلی، نبود شفافیت مالی) نتوانسته نظامی پایدار و عادلانه ایجاد کند. این یافته‌ها نشان می‌دهد مسئلۀ اصلی تهران نه کمبود فناوری، بلکه عدم تطابق میان ظرفیت فناورانه و چارچوب نهادی است. مهم‌ترین راهکار، گذار از رویکرد کنترلی به تنظیم‌گری هوشمند همراه با نهادینه‌سازی پاسخ‌گویی الزام‌آور و ایجاد پنجرۀ واحد شهری برای مشارکت و نظارت شهروندان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازطراحی حکمرانی آب شهری: تلفیق راهکارهای طبیعت‌بنیان و حکمرانی مشارکتی برای تاب‌آوری اجتماعی-اکولوژیک تهران</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_240722.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بازطراحی حکمرانی آب شهری تهران و تلفیق راهکارهای طبیعت‌بنیان و حکمرانی مشارکتی برای تقویت تاب‌آوری اجتماعی-اکولوژیک، به بررسی تاب‌آوری هیدرولوژیک کلان‌شهر تهران در برابر تنش‌های ترکیبی تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و مدیریت ناپایدار منابع آب می‌پردازد. با به‌کارگیری روش‌شناسی ترکیبی شامل تحلیل اسناد رسمی و برنامه‌های توسعه، مصاحبه با ذی‌نفعان و تحلیل فضایی، تأثیر راهکارهایی نظیر احیای قنات‌ها، استحصال آب‌باران و بازچرخانی پساب تصفیه‌شده ارزیابی شد. یافته‌ها حاکی از کاهش ۲۵ درصدی مصرف آب شهری و افزایش ۴۰ درصدی مشارکت محلی تحت تأثیر این راهکارهاست که پتانسیل معناداری در احیای سفره‌های زیرزمینی و بهبود نفوذپذیری اکوسیستم‌های شهری دارد. با‌این‌وجود، مقیاس‌پذیری راهکارها با موانع ساختاری عمیقی شامل چندپارگی سیاست‌گذاری، خلأ قانونی، ناکارآمدی نهادی و ضعف مشارکت شهروندی محدود شده است. در پاسخ به این چالش‌ها، مطالعه پیشنهاد محوری خود را استقرار نظام حکمرانی یکپارچه آب شهری مبتنی بر هم‌افزایی نهادهای دولتی، سازمان‌های مردم‌نهاد و جامعه محلی قرار می‌دهد. این چارچوب با تشکیل «شورای عالی آب شهری»، اصالح قوانین، اجرای پروژه‌های پایلوت مشارکتی در محلات کم‌برخوردار، شفاف‌سازی داده‌ها و بهره‌گیری از راهکارهای نوینی مانند پایش دیجیتالی، درصدد تحقق توأمان تاب‌آوری اکولوژیک و انسجام اجتماعی است. در نهایت، این الگو با بازتعریف آب به مثابه سرمایه اجتماعی-اکولوژیک، الگویی کارآمد و قابل تعمیم به سایر کلان‌شهرهای واقع در مناطق خشک جهان ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی چالش‌های مالی مشارکت بخش عمومی در فرآیند بازسازی بافت‌های شهری رویکرد داده بنیاد</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_242443.html</link>
      <description>بازسازی بافت‌های فرسوده شهری به منابع مالی قابل توجه و مشارکت فعال بخش عمومی نیاز دارد، اما شهرداری‌ها در این فرآیند با چالش‌های جدی مواجه‌اند. محدودیت‌های بودجه‌ای، ناپایداری منابع درآمدی، وابستگی به دولت، تنوع و اجباری بودن خدمات، هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده و نبود آینده‌نگری مالی از جمله این چالش‌ها هستند. این مطالعه کیفی با رویکرد داده‌بنیاد بر شهرداری منطقه ۱ تهران متمرکز و از طریق مصاحبه‌های عمیق با ۲۰ مدیر و کارشناس کلیدی و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA، الگویی جامع از چالش‌های مالی مشارکت عمومی ارائه داده است. عوامل علی شامل محدودیت منابع حمایتی و تنوع خدمات، عوامل زمینه‌ای شامل بودجه محدود، گستردگی وظایف و وابستگی مالی و عوامل مداخله‌گر شامل تورم، خسارات غیرقابل پیش‌بینی و نبود هماهنگی بین دستگاه‌ها شناسایی شدند. راهبردهای پیشنهادی برای غلبه بر این موانع شامل طراحی برنامه‌های تأمین مالی پایدار، بازنگری قوانین، تسهیل فرآیندهای اداری، ثبات سیاست‌های مالی، تشویق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تقویت دلبستگی عاطفی ساکنان است. اجرای این اقدامات می‌تواند به بهبود عملکرد شهرداری، افزایش رضایت شهروندان، رشد اشتغال و تولید مسکن، ارتقای زیبایی شهری و کاهش مصرف انرژی منجر شود. در نهایت، برای موفقیت در بازسازی بافت‌های فرسوده، حمایت ساختاری و پایدار دولت و ساده‌سازی فرآیندهای اداری ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی تقاضای برق خانگی تحت سناریوهای تغییرات اقلیمی: یک مدل مبتنی بر پایتون با بهره‌گیری از ‌روز درجه های سرمایش و گرمایش</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_243406.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف پیش‌بینی بلندمدت تقاضای برق خانگی تحت سناریوهای مختلف تغییرات اقلیمی، شامل افزایش یا کاهش سالانه ۱ و ۰.۵ درجه دما و سناریوهای مدل‌های اقلیم‌سنجی CMIP6 انجام شده است. با افزایش دمای متوسط و تشدید امواج گرما، نیاز به سرمایش در بخش خانگی رشد کرده و اوج بار تابستانه افزایش می‌یابد. برای تحلیل این روند، یک چهارچوب داده‌محور مبتنی بر مدل رگرسیون چندمتغیره سالانه ارائه شده که در آن شاخص‌های درجه‌روز سرمایشی و گرمایشی، تعداد مشترکان و روند زمانی به‌عنوان متغیرهای ورودی استفاده شده‌اند. همچنین با بهره‌گیری از داده‌های دمای روزانه، مصرف سالانه به مقیاس‌های روزانه و ساعتی توزیع شده تا تغییرات پیک بار قابل بررسی باشد. ارزیابی مدل نشان می‌دهد عملکرد آن بسیار دقیق است؛ ضریب تعیین در داده‌های آموزش 0.995 و در داده‌های آزمون 0.979 بوده و مقدار ریشه میانگین مربعات خطا حدود 547.82 کیلووات‌ساعت، یعنی کمتر از یک درصد مصرف سالانه است. نتایج سناریوهای اقلیمی نشان می‌دهد شاخص درجه‌روز سرمایش محرک اصلی افزایش مصرف برق در تهران است؛ به‌طوری‌که از حدود 780 واحد در سال پایه به 3000 واحد در سناریوی افزایش ملایم و بیش از 7200 واحد در سناریوی شدید می‌رسد (رشدی بین 285 تا 820 درصد). در مقابل، درجه‌روز گرمایش در سناریوهای گرم‌تر کاهش یافته و اثر قابل‌توجهی بر مصرف ندارد. بر اساس پیش‌بینی‌ها، مصرف برق خانگی تا سال 2050 بین 75 تا 132 درصد افزایش می‌یابد و این چهارچوب می‌تواند ابزاری کارآمد برای برنامه‌ریزی شبکه و مدیریت بار در شرایط گرمایش جهانی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تشخیص و جداسازی هوشمند پسماندهای شهری قابل بازیافت با استفاده از مدل بینایی ماشین مبتنی بر یادگیری عمیق</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_244307.html</link>
      <description>با افزایش حجم پسماندهای شهری و اهمیت بازیافت در کاهش آلودگی محیط‌زیست، جداسازی دقیق مواد قابل بازیافت به یکی از مراحل مهم مدیریت هوشمند پسماند تبدیل شده است. روش‌های سنتی تفکیک پسماند معمولاً وابسته به نیروی انسانی بوده و در مقیاس‌های بزرگ با محدودیت‌هایی مانند سرعت پایین، خطای انسانی، هزینه عملیاتی بالا و خطرات بهداشتی همراه هستند. در این پژوهش، یک چارچوب مبتنی بر بینایی ماشین و یادگیری عمیق برای تشخیص و جداسازی هوشمند پسماندهای شهری قابل بازیافت ارائه می‌شود. هدف روش پیشنهادی، تشخیص و مکان‌یابی پسماندها در پنج گروه اصلی شامل مقوا، شیشه، فلز، کاغذ و پلاستیک است. برخلاف روش‌های طبقه‌بندی ساده که تنها یک برچسب برای کل تصویر تولید می‌کنند، چارچوب پیشنهادی قادر است در تصاویر تک‌شیء و چندشیء، چند نوع پسماند را به‌صورت هم‌زمان شناسایی کرده و برای هر نمونه، جعبه محدودکننده، کلاس و امتیاز اطمینان تولید کند. در معماری پیشنهادی، از استخراج ویژگی سبک، ماژول توجه ترکیبی و تلفیق ویژگی‌های چندسطحی استفاده شده است تا سامانه بتواند ویژگی‌های ظاهری، بافتی و ساختاری مواد مختلف را بهتر تشخیص دهد. مجموعه‌داده مورد استفاده شامل 4250 تصویر و 6815 نمونه برچسب‌خورده در قالب جعبه محدودکننده است. نتایج آزمایش‌ها نشان داد روش پیشنهادی با دستیابی به Precision برابر با 0.934، Recall برابر با 0.919، F1-score برابر با 0.926، مقدار mAP@0.5 برابر با 0.947 و مقدار mAP@0.5:0.95 برابر با 0.742 عملکرد مناسبی در تشخیص و مکان‌یابی پسماندهای قابل بازیافت دارد. بر اساس نتایج، روش پیشنهادی می‌تواند در سامانه‌هایی مانند خطوط تفکیک خودکار، سطل‌های هوشمند و ربات‌های جداساز مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطابق پیامدهای انتقال پایتخت به مکران با رویکردهای هیدروپلیتیک و ساختارهای هیدروهژمون</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_244609.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی پیامدها و چالش‌های استراتژیک طرح انتقال پایتخت ایران از تهران به منطقه مکران با تمرکز بر ابعاد هیدروپلیتیک و پایداری منابع آب می‌پردازد. این مطالعه با استفاده از مطالعات منابع کتابخانه‌ای و تحلیل نظرات حاصل از پرسشنامه محقق ساخته کارشناسان فعال در زمینه منابع آب و مباحث هیدروپلتیک، ابعاد مختلف این انتقال را مورد ارزیابی قرار داده است. پرسشنامه محقق‌ساخته در 3 بخش کمی در 10 گویه بسته با مقیاس لیکرت 5 درجه‌ای به‌منظور توصیف عمیق در سه یعد امنیت آبی، پیامدهای ژئوپلیتیک و پایداری ملی طراحی شد. نتایج نشان می‌دهد که مدل فعلی مدیریت منابع آب در تهران از نظر هیدروپلتیک دچار ناپایداری شدید است و انتقال پایتخت می‌تواند منجر به بازتوزیع قدرت و تعادل هیدروپلیتیک به سمت جنوب شرق ایران شود. با این حال، نتایج حاصل از نظرات کارشناسان، شکافی حیاتی میان ضرورت‌های استراتژیک و آمادگی زیرساختی را آشکار می‌سازد. به طوری که عدم کفایت زیرساخت‌های موجود در منطقه مکران با 90 درصد توافق آرا میان پاسخ دهندگان و ریسک‌های مربوط به تنش‌های محلی بر سر منابع آب با 40 درصد آرا به عنوان تهدیدهای اصلی در برابر این طرح شناسایی شده‌اند. نتایج پژوهش تأکید می‌کند که با توجه به ماهیت چندبعدی این تصمیم و همچنین موافقت 90 درصدی و قاطع پاسخ دهندگان حاضر در این مقاله، موفقیت این طرح ، مستلزم گذار از مدیریت متمرکز به سمت الگوی حکمرانی یکپارچه و هماهنگ میان‌بخش است و بدون تقویت زیرساخت‌های آبی و مدیریت ریسک‌های ژئوپلیتیک، می‌تواند منجربه تشدید بحران‌های زیست‌محیطی و اجتماعی در منطقه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزش‌گذاری املاک و اخذ عوارض شهری، رویکرد حکمرانی مشارکتی (مورد مطالعه شهر اصفهان)</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_244662.html</link>
      <description>چکیده: این مطالعه با هدف بهبود نظام ارزشگذاری املاک شهر اصفهان جهت اخذ عوارض شهری با بهره گیری از مشارکت مشاورین املاک در شهر اصفهان انجام شد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با مشارکت ۹۱۴ نفر از کارشناسان املاک شهرداری و مشاورین عضو اتحادیه املاک اصفهان که به شیوه نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا گردید. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های ساختاریافته مبتنی بر پهنه‌بندی جغرافیایی با تفکیک دقیق گذرهای اصلی و فرعی جمع‌آوری شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که میانگین اختلاف قیمت ارزشگذاری املاک کارشناسی و قیمتگذاری بازار در بخش مسکونی ۶۰ میلیون ریال و در بخش تجاری ۱۳۰ میلیون ریال است. در بخش مسکونی، ۲۲ درصد از کدهای منطقه‌ای دارای اختلاف کم (کمتر از ۱۰ درصد)، ۳۱ درصد اختلاف متوسط (۱۰ تا ۳۰ درصد) و ۴۷ درصد نیاز به بررسی مجدد داشتند. این ارقام برای بخش تجاری به ترتیب ۹ درصد، ۱۹ درصد و ۷۲ درصد بود. مدل ترکیبی پیشنهادی پژوهش که در آن ۷۰ درصد به قیمت کارشناسی و ۳۰ درصد به قیمت بازار وزن داده شد، توانست به طور معناداری این اختلافات را کاهش دهد. نتایج این مطالعه مؤید کارایی مدل ترکیبی در نظام ارزش‌گذاری املاک شهری است. پیشنهاد می‌شود شهرداری اصفهان از این مدل برای به‌روزرسانی دوره‌ای قیمت‌های پایه استفاده نماید. این پژوهش گامی مهم در جهت بهبود نظام تعیین عوارض ساختمانی و افزایش شفافیت در مدیریت شهری محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی منظر بیوفیلیک به مثابه راهبردی برای مواجهه با بحران آب در فضاهای شهری (نمونه موردی: منظر پلکانی پارک چمران کرج)</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_245083.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین راهبردهای طراحی منظر بیوفیلیک به‌عنوان یک زیرساخت اکولوژیک تاب‌آور برای مواجهه با بحران آب در فضاهای شهری (نمونه موردی: منظر پلکانی پارک چمران کرج) انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و برداشت‌های میدانی انجام شد و برای تحلیل داده‌ها از تکنیک یکپارچه تحلیل SWOT شامل ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE) و خارجی (EFE) و همچنین ماتریس برنامه‌ریزی راهبردی کمّی (QSPM) استفاده شد. نتایج نشان داد امتیاز ماتریس IFE برابر با 2.63 و امتیاز ماتریس EFE برابر با 2.29 است که بیانگر قرارگیری محدوده مورد مطالعه در موقعیت راهبردی « رقابتی (ST) » می‌باشد. بر اساس نتایج ماتریس QSPM، راهبرد «توسعه منظر آب‌محورِ ثقلی با فیلتراسیون گیاهی» با امتیاز جذابیت کل 6.28 در رتبه نخست قرار گرفت؛ پس از آن راهبردهای «مدیریت هوشمند سیلاب با زیرساخت‌های چندعملکردی» با امتیاز 5.09، «میکروکلیماسازی بیوفیلیک کاهنده تبخیر» با امتیاز 4.98 و «منظر مشارکت‌محور» با امتیاز 4.01 در اولویت‌های بعدی قرار دارند. نتایج نشان می‌دهد که دستیابی به منظر بیوفیلیک تاب‌آور مستلزم گذار از رویکردهای صرفاً زیبایی‌شناختی به سمت طراحی عمل‌گرا و هم‌افزایی چهار بُعد محیط‌زیستی، کالبدی، ادراکی و مدیریتی است. این رویکرد می‌تواند منظر شهری را به سیستمی پویا مبتنی بر نیروی گرانش و چرخه‌های طبیعی تصفیه تبدیل کرده و در نتیجه مصرف منابع آبی را کاهش داده و تاب‌آوری اکولوژیک فضاهای شهری را ارتقا دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و استراتژی بومی سازگاری با تغییر اقلیم قنات(مطالعه موردی ارزیابی کارایی XGBoost در برآورد دبی قنوات قاین)</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_247073.html</link>
      <description>تغییر اقلیم به عنوان چالشی بنیادین، با تحت تأثیر قرار دادن منابع آب مناطق خشک، بازنگری در راهبردهای سازگاری و توسعه ابزارهای پیش‌بینی دقیق را برای سیاستگذاران شهری اجتناب‌ناپذیر کرده است. قنوات به عنوان زیرساخت‌های استراتژیک در تأمین آب سکونتگاه‌های مناطق خشک ایران، امروزه با تهدیدات ناشی از کاهش تراز آب‌های زیرزمینی روبرو هستند که این امر لزوم به‌کارگیری سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی را دوچندان می‌کند. پژوهش حاضر با هدف تقویت مبانی برنامه‌ریزی مدیریت منابع آب، به بررسی عملکرد مدل یادگیری ماشین XGBoost در پیش‌بینی دبی قنوات دشت قاین می‌پردازد. در این راستا، از داده‌های ۱۲ ساله آبدهی (۱۳۸۶–۱۳۹۷)، متغیرهای اقلیمی و ویژگی ارتفاع استفاده شد. پس از پیش‌پردازش، داده‌ها به دو بخش آموزش (۷۰٪) و آزمون (۳۰٪) تقسیم و فراسنجه‌های مدل با روش RandomizedSearchCV و هدف بهینه‌سازی RMSE تعیین گردیدند. نتایج نشان داد که XGBoost با مقادیر $R^2 \approx 0.88$ و معیار $NS \approx 0.76$، از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار است. تحلیل حساسیت، ترکیب بهینه فراسنجه‌ها شامل n_estimators=500، max_depth=6، learning_rate=0.08 و min_child_weight=4 را مشخص کرد. با این وجود، مدل در پیش‌بینی دبی‌های فراتر از ۲۰ لیتر بر ثانیه به دلیل تابع خطای RMSE و عدم تعادل داده‌ها دچار ضعف است. یافته‌های این پژوهش ضمن تأیید کارایی یادگیری ماشین در هوشمندسازی مدیریت آب، بر ضرورت احتیاط در سیاستگذاری‌های مبتنی بر جریان‌های حدی تأکید داشته و چارچوبی عملیاتی برای ارتقای تاب‌آوری زیرساخت‌های سنتی آب ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی نظام بودجه ریزی در شهرداری تهران بر اساس طراحی مدل ریاضی استوار در شرایط عدم قطعیت با رویکرد رگرسیون چند متغیره</title>
      <link>https://www.judpm.ir/article_248099.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی یک مدل ریاضی استوار برای پیش‌بینی و برنامه‌ریزی بودجه شهرداری تهران در شرایط عدم‌قطعیت اقتصادی انجام شد. تمرکز اصلی آن بر شناسایی شاخص‌های مؤثر بر درآمد و هزینه و ترکیب رگرسیون چندمتغیره با بهینه‌سازی چندهدفه استوار بود. در این مطالعه، شاخص‌های کلیدی ابتدا از طریق فراترکیب ادبیات و روش دلفی فازی شناسایی و بومی‌سازی شدند. سپس داده‌های واقعی ۹ ساله درآمد، هزینه و شاخص‌های اقتصادی شهرداری تهران جمع‌آوری و پس از پیش‌پردازش، با مدل‌های مختلف رگرسیونی مانند Ridge، Lasso، Elastic Net و Random Forest تحلیل شدند. انتخاب بهترین مدل‌ها با اعتبارسنجی متقاطع ده‌تایی انجام شد و پیش‌بینی درآمد و هزینه همراه با بازه اطمینان ۹۵ درصد ارائه گردید. در ادامه، یک مدل بهینه‌سازی چندهدفه استوار با رویکرد Bertsimas-Sim و الگوریتم هیبریدی NSGA-III طراحی شد. اهداف این مدل شامل حداکثرسازی سود خالص، کاهش انحراف از اهداف شورا، حداقل‌سازی پشیمانی و رعایت محدودیت‌های قانونی بود. نتایج نشان داد مدل‌های Elastic Net و Lasso با دقت بالا و اختلاف کمتر از ۰.۳ درصد نسبت به بودجه متمم ۱۴۰۴، عملکرد بسیار مناسبی در پیش‌بینی درآمد و هزینه داشته‌اند. همچنین مدل استوار با تنظیم سطح حفاظت مناسب، راه‌حل‌های بهینه‌ای برای تخصیص بودجه ارائه کرد که در آن بخش حمل‌ونقل بیشترین اولویت را داشت و سهم سایر مأموریت‌ها نیز حفظ شد. تحلیل سناریوهای مختلف نیز نشان داد این مدل در برابر نوسانات اقتصادی مقاوم است و می‌تواند ابزاری مؤثر برای تصمیم‌گیری بودجه‌ای شهرداری در شرایط عدم‌قطعیت باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
